خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از احساس تنهایی و بی‌کسی خود می‌گوید و بیان می‌کند که هیچ‌کس مانند او بی‌سر و پا و در عین حال انگشت‌نما نیست. او از رهایی از عقده‌های درونی خود از طریق گریه سخن می‌گوید و به این نتیجه می‌رسد که هیچ‌کس برای دیگری عقده‌گشا نیست. همچنین، او به ناپایداری نام و نشان در جهان اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که هر سینه‌ای هدف تیر بلاست. شاعر در ادامه به وحدت وجود در فقر اشاره می‌کند و می‌گوید که در دایره فقر، تفاوتی بین شاه و گدا نیست. در پایان، او از رسیدن به حقیقت از طریق عشق به معشوق و خدا سخن می‌گوید و بیان می‌کند که امروز دیگر درگیر کشمکش بین فقر و ثروت نیست.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۵۷ - از دست تو کس همچو من بی سر و پا نیست

از دست تو کس همچو من بی سر و پا نیست
گر هست چو من این همه انگشت نما نیست ۱

خود عقده ی خود را ز دل از گریه گشودم
دیدم که کسی بهر کسی عقده گشا نیست ۲

از صفحه ی زنگاری افلاک شود محو
هر نام که در دفتر ارباب وفا نیست ۳

زندان نفس یا قفس دل بودش نام
هر سینه که آماج گه تیر بلا نیست ۴

در دایره ی فقر قدم نه که در آن خط
یک نقطه تو را فاصله با شاه و گدا نیست ۵

از راه صنم پی به صمد بردم و دیدم
راهی به خدا نیست که آن ره به خدا نیست ۶

با منفعت صنفی خود فرخی امروز
خود در صدد کشمکش فقر و غنا نیست ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۶ - از ره داد ز بیدادگران باید کشت
گوهر بعدی:شماره ۵۸ - کینه ی دشمن مرا گفتی چرا در سینه نیست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.