خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از ناپایداری عمر و بی‌وفایی دنیا شکایت می‌کند. او از تنهایی و نبود محرم راز می‌نالد و دردهای ناگفته‌اش را بیان می‌کند. با این حال، در عالم عشق آرامش می‌یابد و از آن به عنوان تنها مایه تسلی یاد می‌کند. شعر با تصاویری از غم و اندوه و ناامیدی همراه است.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با مضامین غم‌انگیز و ناامیدی، درک این شعر را برای مخاطبان جوان‌تر دشوار می‌سازد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'خون از چشمه ی چشم' ممکن است برای سنین پایین‌تر نامناسب باشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۵ - دل زارم که عمرش جز دمی نیست

دل زارم که عمرش جز دمی نیست
دمی بی یاد روی همدمی نیست ۱

به یاد همدم این یک دم تو خوش باش
که این دم هم دمی هست و دمی نیست ۲

در این عالم خوشم با عالم عشق
که در عالم به از این عالمی نیست ۳

ندارد صبح عیدی دور گردون
که پیش آهنگ شام ماتمی نیست ۴

بسی ناگفتنی ها دارم اما
نمی گویم به کس چون محرمی نیست ۵

فشاندم بس که خون از چشمه ی چشم
به چشم خون فشان دیگر نمی نیست ۶

به تیغم چون زدی تیغ دگر زن
که جز این زخم ما را مرهمی نیست ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۴ - جان من تنها نه خوبان را صباحت لازم است
گوهر بعدی:شماره ۳۶ - هر لحظه مزن در، که در این خانه کسی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.