خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از فرخی سیستانی بیانگر دردها و رنج‌های زندگی شاعر است. او از ترس‌ها، غم‌ها، ناامیدی‌ها و تغییراتی که در زندگی‌اش رخ داده سخن می‌گوید. شاعر به از دست دادن ایمان، عشق و آرامش اشاره می‌کند و در نهایت، با وجود همه این مصائب، زندگی به سرعت می‌گذرد.

مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، همراه با پرداختن به موضوعاتی مانند مرگ، ناامیدی و از دست دادن ایمان، برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سالتر قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۹ - زندگانی گر مرا عمری هراسان کرد و رفت

زندگانی گر مرا عمری هراسان کرد و رفت
مشکل ما را به مردن خوب آسان کرد و رفت ۱

جغد غم هم در دل ناشاد ما ساکن نشد
آمد و این بوم را یک باره ویران کرد و رفت ۲

جانشین جم نشد اهریمن از جادوگری
چند روزی تکیه بر تخت سلیمان کرد و رفت ۳

پیش مردم آشکارا چون مرا دیوانه ساخت
روی خود را آن پری از دیده پنهان کرد و رفت ۴

وانکرد از کار دل چون عقده باد مشکبوی
گردشی در چین آن زلف پریشان کرد و رفت ۵

پیش از این ها در مسلمانی خدایی داشتم
بت پرستم آن نگار نامسلمان کرد و رفت ۶

با رمیدن های وحشی آمد آن رعنا غزال
فرخی را با غزل سازی غزل خوان کرد و رفت ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۸ - در کف مردانگی شمشیر می باید گرفت
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - از قناعت خواجه ی گردون مرا تابنده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.