خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از فرخی سیستانی بیانگر نگرش شاعر به زندگی، عشق، و رنجهای انسانی است. او از ناپاکیهای گذشته خود یاد میکند و امید به بخشش دارد. همچنین، از فراموشی و بیتفاوتی انسانها در طول زندگی شکایت میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات اشاره به ناپاکیها و گناهان دارند که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۲۱ - زاهدا چند کنی منع قدح نوشی را
زاهدا چند کنی منع قدح نوشی را
که به عالم ندهم عالم مدهوشی را ۱
بایدش سوخت به هر جمع سراپا چون شمع
هر که از دست دهد شیوه ی خاموشی را ۲
زندگی بی تو مرا ساخت چنان از جان سیر
که طلب می کنم از مرگ هم آغوشی را ۳
آن که تا دوش جگر گوشه ی ناپاکی بود
دارد امروز به پاکان سر هم دوشی را ۴
وای بر حافظه ی ما که ز طفلی همگی
کرده از حفظ الفبای فراموشی را ۵
فرخی گر چه گنه کار و خطاپیشه بود
دارد از لطف تو امید خطاپوشی را ۶
که به عالم ندهم عالم مدهوشی را ۱
بایدش سوخت به هر جمع سراپا چون شمع
هر که از دست دهد شیوه ی خاموشی را ۲
زندگی بی تو مرا ساخت چنان از جان سیر
که طلب می کنم از مرگ هم آغوشی را ۳
آن که تا دوش جگر گوشه ی ناپاکی بود
دارد امروز به پاکان سر هم دوشی را ۴
وای بر حافظه ی ما که ز طفلی همگی
کرده از حفظ الفبای فراموشی را ۵
فرخی گر چه گنه کار و خطاپیشه بود
دارد از لطف تو امید خطاپوشی را ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰ - سخت با دل، دل سخت تو به جنگ است این جا
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - با آن که کسی نیست به وارستگی ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.