این متن پندی حکیمانه دربارهی بیثباتی دنیا و رنجهای آن است. شاعر توصیه میکند که انسان عاقل نباید دل به دنیای فانی ببندد، زیرا دنیا مانند خانهای است با دو در که یکی برای ورود و دیگری برای خروج است. او تأکید میکند که دنیا چیزی جز رنج نیست و انسان دانا نباید دل به ناچیزها ببندد. در پایان، شاعر توصیه میکند که از عمر کوتاه بهره ببریم و دل به دنیای ناپایدار نبندیم.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تمثیلهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۸۸ - پند پنجم
نگیرد سخت بر خود رنج دنیا ۱
ببین دنیا و بر خود نیک برسنج
که دنیا نیست غیر از خانه رنج ۲
دو در دارد جهان و آن کس برد سود
کزین در آید و زان در رود زود ۳
سرای دهر را چون نیست بنیاد
خوش آن عاقل که در وی، رخت ننهاد ۴
جهان دیوی ست کو خوش نیست با کس
نبندد دل کسی هرگز به ناکس ۵
جهان چیزی ندیدم، بلکه جان نیز
نبندد هیچ دانا، دل به ناچیز ۶
غم دنیا مخور تا می توانی
نصیحت گفتمت دیگر تو دانی ۷
امل چون نیست غیر از ذل و پستی
غنیمت دان درین یک دم که هستی ۸
منه بر بود و نابود جهان دل
که خوش گفت این سخن، آن مرد کامل ۹
دو روزه عمر اگر داد است اگر دود
چنانچش بگدرانی، بگدرد زود ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.