خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی از عطار نیشابوری، به موضوع فنا و بقا در عرفان اسلامی میپردازد. در این اشعار، شاعر بیان میکند که برای رسیدن به وصال حق، باید از خود فانی شد و به عدم رسید. تنها در این صورت است که وجود حقیقی و بقای جاودان ممکن میشود. عطار همچنین به رابطهی نفس و دل اشاره میکند و تأکید میکند که تنها با پاک کردن دل از آلودگیهای نفسانی میتوان به حقیقت رسید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم عرفانی دارد. این مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار و نامفهوم باشد.
غزل ۱۷۲ - بودی که ز خود نبود گردد
بودی که ز خود نبود گردد
شایستهٔ وصل زود گردد ۱
چوبی که فنا نگردد از خود
ممکن نبود که عود گردد ۲
این کار شگرف در طریقت
بر بود تو و نبود گردد ۳
هرگه که وجود تو عدم گشت
حالی عدمت وجود گردد ۴
ای عاشق خویش وقت نامد
کابلیس تو در سجود گردد ۵
دل در ره نفس باختی پاک
تا نفس تو جفت سود گردد ۶
دل نفس شد و شگفتت آید
گر یک علوی جهود گردد ۷
هر دم که به نفس می برآری
در دیدهٔ دل چو دود گردد ۸
بی شک دل تو از آن چنان دود
کوری شود و کبود گردد ۹
عطار بگفت آنچه دانست
باقی همه بر شنود گردد ۱۰
شایستهٔ وصل زود گردد ۱
چوبی که فنا نگردد از خود
ممکن نبود که عود گردد ۲
این کار شگرف در طریقت
بر بود تو و نبود گردد ۳
هرگه که وجود تو عدم گشت
حالی عدمت وجود گردد ۴
ای عاشق خویش وقت نامد
کابلیس تو در سجود گردد ۵
دل در ره نفس باختی پاک
تا نفس تو جفت سود گردد ۶
دل نفس شد و شگفتت آید
گر یک علوی جهود گردد ۷
هر دم که به نفس می برآری
در دیدهٔ دل چو دود گردد ۸
بی شک دل تو از آن چنان دود
کوری شود و کبود گردد ۹
عطار بگفت آنچه دانست
باقی همه بر شنود گردد ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۱ - هر دل که ز خویشتن فنا گردد
گوهر بعدی:غزل ۱۷۳ - گر نکوییت بیشتر گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.