خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این متن شعری است که از ساقی می‌خواهد صبحگاهان شرابی بنوشاند تا روح خفتگان را تقویت کند. شاعر از اهمیت نوشیدن شراب و شکستن توبه سخن می‌گوید و به مطرب می‌گوید که آوازی بخواند. او همچنین به سرانجام زندگی و طوفان بلا اشاره می‌کند و از عطار و مرغ سحر یاد می‌کند.

این متن شامل مفاهیم عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و می‌گساری ممکن است برای سنین پایین‌تر مناسب نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۴۷ - صبح دم زد ساقیا هین الصبوح

صبح دم زد ساقیا هین الصبوح
خفتگان را در قدح کن قوت روح ۱

در قدح ریز آب خضر از جام جم
باز نتوان گشت ازین در بی فتوح ۲

توبه بشکن تا درست آیی ز کار
چند گویی توبه‌ای دارم نصوح ۳

مطربا قولی بگو از راهوی
راه راه راهوی است اندر صبوح ۴

دل ز مستی قول کس می‌نشنود
زانکه بشنوده است قول بوالفتوح ۵

چون سرانجام تو طوفان بلاست
عمر تو چه یک نفس چه عمر نوح ۶

گر ز عطار این سخن می‌نشنوی
بشنو از مرغ سحر صور صلوح ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۶ - رطل گران ده صبوح زانکه رسیده است صبح
گوهر بعدی:غزل ۱۴۸ - کشتی عمر ما کنار افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.