متن به بررسی دو جزء اصلی انسان، یعنی نفس و بدن، میپردازد. نفس به عنوان حقیقت انسان و عامل برتری او بر حیوانات معرفی شده که از جنس ملائکه است و باقی میماند. بدن به عنوان امری عاریتی و فانی توصیف شده که پس از مرگ از بین میرود اما در روز قیامت دوباره زنده میشود. متن با استناد به آیات قرآن و روایات، بر جاودانگی نفس و زندگی پس از مرگ تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با مباحث دینی و فلسفی دارد. همچنین، بحث درباره مرگ و زندگی پس از آن ممکن است برای سنین پایینتر سنگین یا نامفهوم باشد.
فصل چهارم - حقیقت و ماهیت آدمی
و بدان که بدن، امری است فانی و بی بقاء که بعد از مردن از هم ریخته می شود، و اجزای آن از یکدیگر متفرق می گردد و خراب می شود، تا باز وقتی که به امر پروردگار اجزاء آن مجتمع شود، و به جهت ثواب و حساب و عقاب زنده کرده شود.
اما «نفس»، امری است باقی، که اصلا و مطلقا از برای آن فنائی نیست، و بعد از مفارقت آن از این بدن و خرابی تن، از برای آن خرابی و فنائی نیست و نخواهد بود و از این روست که خداوند می فرماید: «و لا تحسین الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» یعنی «گمان نکنی که آن کسانی که در راه خدا کشته شدند و جان خود را درباختند مرده هستند، بلکه ایشان زنده اند نزد پروردگارشان و روزی داده می شوند».
و دیگر می فرماید: «ارجعی الی ربک» یعنی «ای نفس، رجوع و بازگشت کن به نزد پروردگار خود همچنانکه در اول از نزد او سبحانه آمدی».
و نیز از این روست که پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز بدر به شهدای بدر ندا می فرمود: «هل وجدتم ما وعد ربکم حقا» یعنی «ای کشته شدگان در راه خدا! آیا آنچه را که پروردگار شما به شما وعده داده بود حق و راست یافتید؟» آنگاه بعضی از اصحاب عرض کردند: یا رسول الله! ایشان مرده اند چگونه آواز می دهی ایشان را؟ حضرت فرمود: «انهم اسمع منکم» یعنی «ایشان از شما شنواترند و فهم و ادراک ایشان الآن از شما بیشتر است» و ظاهر است که شنیدن ایشان در آو وقت نه به همان بدنی بود که در صحرای بدر افتاده بود، بلکه به نفس مجرده باقیه بود.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.