خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجهای جسمی و روحی خود میگوید و آرزوی فرار از دنیای مادی را دارد. او به دنبال درمانی برای دردهای کهنهاش است اما امیدی به بهبودی ندارد. همچنین، از ناامیدی از انسانها سخن میگوید و آرزوی مکانی بدون حضور انسان را دارد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی از انسانها ممکن است برای سنین پایینتر سنگین باشد.
شماره ۳۰ - ای خدا خواهم برون از هر دو عالم عالمی
ای خدا خواهم برون از هر دو عالم عالمی
تا ز رنج جسم و جان آنجا بیاسایم دمی ۱
این خمار کهنه ی ما را کجا باشد علاج
از سبو تا خم دریغا گر ز می بودی یمی ۲
زخم دل را مرهمی جستم طبیبی دید و گفت
زخم شست قاتلی هست این ندارد مرهمی ۳
آدمی زادی که می گویند اگر این مردمند
ای خوشا جایی که در آنجا نباشد آدمی ۴
تا ز رنج جسم و جان آنجا بیاسایم دمی ۱
این خمار کهنه ی ما را کجا باشد علاج
از سبو تا خم دریغا گر ز می بودی یمی ۲
زخم دل را مرهمی جستم طبیبی دید و گفت
زخم شست قاتلی هست این ندارد مرهمی ۳
آدمی زادی که می گویند اگر این مردمند
ای خوشا جایی که در آنجا نباشد آدمی ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹ - ساقیا امشب مرا زان آب رمّانی بده
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - راست گویم من اگر خود مرد دهقان بودمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.