خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، به موضوعاتی همچون عشق، ریا، زهد و میخوارگی میپردازد. شاعر از ترسهای خود در عشق، ریاهای زاهدنمایان، و ناکامیهای زندگی سخن میگوید. همچنین، به ستایش ساقی و مینوشی به عنوان راهی برای فرار از غم اشاره میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به میخوارگی و انتقاد از زهد ریایی ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب داشته باشد.
شماره ۱۶ - ترسم نشده غوره، انگور خزان آید
ترسم نشده غوره، انگور خزان آید
یا می نشده انگور ماه رمضان آید ۱
زاهد که کند منعم از رفتن میخانه
با ساده رخی هر شب آنجا به نهان آید ۲
گر اشک روانم نیست زآن است که می ترسم
از دل غم او بیرون با اشک روان آید ۳
گردون که دل ما را کرده هدف تیرش
هر تیر که اندازد یکسر به نشان آید ۴
هر شب بت عیاری گوید به برت آیم
آید به برم اما هنگام اذان آید ۵
آن شیخ سیه نامه با جبه و عمامه
از میکده صد بارش راندند و همان آید ۶
کردم طلب از عابد وردی پی دفع غم
گفتا بر ساقی رو کاین کار از آن آید ۷
گاهی بنواز ای جان چون غیر صفایی را
ترسم که ز بیدادت روزی به فغان آید ۸
یا می نشده انگور ماه رمضان آید ۱
زاهد که کند منعم از رفتن میخانه
با ساده رخی هر شب آنجا به نهان آید ۲
گر اشک روانم نیست زآن است که می ترسم
از دل غم او بیرون با اشک روان آید ۳
گردون که دل ما را کرده هدف تیرش
هر تیر که اندازد یکسر به نشان آید ۴
هر شب بت عیاری گوید به برت آیم
آید به برم اما هنگام اذان آید ۵
آن شیخ سیه نامه با جبه و عمامه
از میکده صد بارش راندند و همان آید ۶
کردم طلب از عابد وردی پی دفع غم
گفتا بر ساقی رو کاین کار از آن آید ۷
گاهی بنواز ای جان چون غیر صفایی را
ترسم که ز بیدادت روزی به فغان آید ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵ - ای کاش شب تیره ی ما را سحری بود
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - شد جوان دوران و سر زد سبزه و آمد بهار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.