خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از طبیعت و زیباییهای آن الهام گرفته است. در آن از گل، ابر، باران و باد صبا صحبت میشود و به زیباییهای طبیعت و تأثیر آن بر روح و جان انسان اشاره میکند. همچنین، از نوشیدن شراب گلرنگ و لذتهای زندگی سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به نوشیدن شراب ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۱۲۹ - تا گل از ابر، آب حیوان یافت
تا گل از ابر، آب حیوان یافت
گرد خود صد هزار، دستان یافت ۱
زره ابر گشت پیکان باز
جوشن آب زخم پیکان یافت ۲
گل خندان چو برفکند نقاب
ابر را زار زار گریان یافت ۳
چون صبا چاک کرد دامن گل
نافهٔ مشک در گریبان یافت ۴
ای نگاری که هر که دید رخت
از رخ جانفزای تو جان یافت ۵
به دل و جان تو را که جان و دلی
هر که فرمان ببرد فرمان یافت ۶
می گلرنگ خور به موسم گل
که گل تازهروی باران یافت ۷
میخور و شاد زی که خوشتر ازین
یک نفس در دو کون نتوان یافت ۸
می به عطار ده به سرخی لعل
که ز می، جان چو در درخشان یافت ۹
گرد خود صد هزار، دستان یافت ۱
زره ابر گشت پیکان باز
جوشن آب زخم پیکان یافت ۲
گل خندان چو برفکند نقاب
ابر را زار زار گریان یافت ۳
چون صبا چاک کرد دامن گل
نافهٔ مشک در گریبان یافت ۴
ای نگاری که هر که دید رخت
از رخ جانفزای تو جان یافت ۵
به دل و جان تو را که جان و دلی
هر که فرمان ببرد فرمان یافت ۶
می گلرنگ خور به موسم گل
که گل تازهروی باران یافت ۷
میخور و شاد زی که خوشتر ازین
یک نفس در دو کون نتوان یافت ۸
می به عطار ده به سرخی لعل
که ز می، جان چو در درخشان یافت ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۸ - تا دل من راه جانان بازیافت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۰ - تا دل ز کمال تو نشان یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.