خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر توصیف میکند که چگونه جوانی با غرور و زیبایی در حال گذر است و او که اکنون پیر و خمیده شده، با التماس به دنبال جوانی میدود. جوان با دیدن او، از او میپرسد که چرا با این حال و روز به دنبال او میآید و به او توصیه میکند که با این وضعیت، دیگر به دنبال عشق و وصال جوانان نباشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی درباره گذر زمان و پیری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و توصیههای موجود در متن برای سنین بالاتر مناسبتر است.
شماره ۵ - دوش می رفت به صد ناز جوانی به رهی
دوش می رفت به صد ناز جوانی به رهی
زلف پرتاب به رخ، خنده ی مستانه به لب ۱
من عصا بر کف و قد خم شده و موی سفید
می دویدم به دو صد لابه و عجزش ز عقب ۲
چون مرا دید چنین گفت صفایی چه تو راست
که به دنبال من آیی به چنین رنج و تعب ۳
تو بدین هیئت اگر عشق نبازی چه شود
با چنین حال دگر وصل جوانان مطلب ۴
زلف پرتاب به رخ، خنده ی مستانه به لب ۱
من عصا بر کف و قد خم شده و موی سفید
می دویدم به دو صد لابه و عجزش ز عقب ۲
چون مرا دید چنین گفت صفایی چه تو راست
که به دنبال من آیی به چنین رنج و تعب ۳
تو بدین هیئت اگر عشق نبازی چه شود
با چنین حال دگر وصل جوانان مطلب ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴ - خواب نوشین سحر لقمه ی چرب سرشب
گوهر بعدی:شماره ۶ - شیخ ما دیشب هوای خانه ی خمّار داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.