خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا یک شعر عرفانی و عاشقانه است که از زبان عاشق به معشوق خطاب شده و درخواستهایی مانند گشودن قفس، ترحم، گشودن در میخانه برای میخواران، و گشودن در دل برای یاران دیگر را مطرح میکند. شاعر از معشوق میخواهد که از خواب غفلت بیدار شود و به زیباییهای جهان توجه کند.
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به میخواری و مفاهیم عمیق عرفانی نیازمند سطحی از بلوغ فکری است.
شماره ۱ - بهار آمد کنون جانا قفس را خیز و در بگشا
بهار آمد کنون جانا قفس را خیز و در بگشا
چو بگشادی ترحم کن مرا هم بال و پر بگشا ۱
خبر دارد ز حال می کشان چون محتسب ساقی
در میخانه را بر روی ایشان بی خبر بگشا ۲
کمر در خدمتت بستند یاران روز و شب عمری
تو هم یک شب برای خاطر یاران کمر بگشا ۳
جمال یار هر سو جلوه گر بی پرده ای همدم
دمی از خواب غفلت خیز و از هر سو نظر بگشا ۴
ز یاران مجاز آمد صفایی دل به تنگ اکنون
در دل را بیا بر روی یاران دگر بگشا ۵
چو بگشادی ترحم کن مرا هم بال و پر بگشا ۱
خبر دارد ز حال می کشان چون محتسب ساقی
در میخانه را بر روی ایشان بی خبر بگشا ۲
کمر در خدمتت بستند یاران روز و شب عمری
تو هم یک شب برای خاطر یاران کمر بگشا ۳
جمال یار هر سو جلوه گر بی پرده ای همدم
دمی از خواب غفلت خیز و از هر سو نظر بگشا ۴
ز یاران مجاز آمد صفایی دل به تنگ اکنون
در دل را بیا بر روی یاران دگر بگشا ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:مثنوی طاقدیس
گوهر بعدی:شماره ۲ - تاراج کنی تا چند ای مغبچه ایمانها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.