خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن به تفاوت بین صبر و شکر در ظاهر و باطن انسان میپردازد. صبر مربوط به اعضای جسمانی مانند دست، پا و زبان است، در حالی که شکر و شوق مربوط به باطن و جان انسان است. همچنین اشاره میکند که دل جایگاه شوق و رضاست و رضا باعث شکوفایی جان میشود. در نهایت، به گفتار ذبیح باوفا اشاره میکند که در صورت خواست خدا، صبر پیشه میکند، اما شوق و وجد در دل جای دارد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مبانی عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
بخش ۲۱۵ - در بیان اینکه اسماعیل گفت ستجدنی ان شاءالله من الصابرین
صبر از آثار جسم ظاهر است
دیده های ظاهر آن را ناظر است ۱
شکر و شوق و شادی و میل و نشاط
هست آنها را به باطن ارتباط ۲
صبر کار دست و پایست و زبان
شکر شغل خاطر و جان جنان ۳
صبر در آرام و اعضای تو است
گرچه باشد در دل از غم صد شکست ۴
دل ولی منزلگه شوق و رضاست
از رضا جان را شکفتن اقتضاست ۵
زین سبب گفت آن ذبیح باوفا
گر خدا خواهد تجدنی صابرا ۶
لیک جای شوق و وجد اندر دل است
داند آنکو این دل آن را منزل است ۷
دیده های ظاهر آن را ناظر است ۱
شکر و شوق و شادی و میل و نشاط
هست آنها را به باطن ارتباط ۲
صبر کار دست و پایست و زبان
شکر شغل خاطر و جان جنان ۳
صبر در آرام و اعضای تو است
گرچه باشد در دل از غم صد شکست ۴
دل ولی منزلگه شوق و رضاست
از رضا جان را شکفتن اقتضاست ۵
زین سبب گفت آن ذبیح باوفا
گر خدا خواهد تجدنی صابرا ۶
لیک جای شوق و وجد اندر دل است
داند آنکو این دل آن را منزل است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۲۱۴ - از تسویلات نفس آدمی
گوهر بعدی:بخش ۲۱۶ - در بیان اراده ی ابراهیم ع ذبح فرزند خود اسماعیل را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.