متن درباره پرسشی از امام است که چرا خداوند در مقام قهر و توبیخ، انسانهای گناهکار را مورد خطاب قرار میدهد. پاسخ این است که خداوند با رحمت خود میخواهد به گناهکاران آموزش دهد تا عذر خود را بیاورند و به امید بخشش او بازگردند. برخی گناهان را به نفس یا شیطان نسبت میدهند، اما این عذرها ناکافی است. در پایان، فردی با حالتی پریشان نزد قاضی میآید و فریاد میزند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و شناختی دارد. همچنین، بحثهای مربوط به گناه، توبیخ الهی و عذرتراشی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد.
بخش ۱۹۴ - خدای تعالی فرموده ما غرک بربک الکریم
کی تو در فهم و کتاب حق تمام ۱
از چه فرمود آن خدای بی همال
در مقام قهر و توبیخ و جلال ۲
چون شدی مغرور بر رب کریم
از چه کردی این گناهان عظیم ۳
مقتضای حال این بود ای خلیل
که بگوید رب قهار جلیل ۴
گفت رو رو پس تو نادان بوده ای
عقده ای از نکته ای نگشوده ای ۵
خواست تا حق رحمت اندوزی کند
مجرمان را عذرآموزی کند ۶
تا کند تعلیمشان عذر گناه
عذر معزولی آن عذر گناه ۷
تا بیاموزد سؤالش را جواب
یادشان آرد ز وصل مستطاب ۸
تا بگویند این امید و این غرور
بر کرمهای تومان بود ای غفور ۹
عذر ما اینست در جرم و خطا
هرچه دیگر عذر می آرم هبا ۱۰
عذر بدتر از گنه می آورم
پرده ی ناموس خود را می درم ۱۱
آن یکی گوید گنه از نفس بود
وان دگر گوید ز شیطان عنود ۱۲
آن هوس را عذر آرد آن هوا
آن گنه سازد حوالت بر شقا ۱۳
این جواب عذر باشد سربسر
چون جواب خصم و قاضی ای پسر ۱۴
آمد آن یک با دو گوش خون چکان
نزد قاضی ایها القاضی فغان ۱۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.