خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیثباتی و ناپایداری دنیا اشاره میکند و توصیه میکند که به دنیا و مردم آن وابسته نشویم، زیرا وفا و کرم در روزگار امروز کمیاب است. همچنین به خواننده توصیه میکند که به خود متکی باشد و از دیگران انتظار یاری نداشته باشد. در نهایت، متن به ناامیدی از هر آنچه در دنیا وجود دارد و قطع طمع از دنیا تأکید میکند.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. این متن نیاز به درک و تجربه بیشتری از زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۱۰۸ - دل بگسل از جهان که جهان پایدار نیست
دل بگسل از جهان که جهان پایدار نیست
واثق مشو به او که به عهد استوار نیست ۱
در طبع روزگار وفا و کرم مجوی
کین هر دو مدتی است که در روزگار نیست ۲
رو یار خویش باش و مجو یاری از کسی
کاندر دیار خویش بدیدیم یار نیست ۳
نومید شو ز هر که توانی و هرچه هست
کامیدهای باطل ما را شمار نیست ۴
عطاروار از همه عالم طمع ببر
کاندر زمانه بهتر ازین هیچ کار نیست ۵
واثق مشو به او که به عهد استوار نیست ۱
در طبع روزگار وفا و کرم مجوی
کین هر دو مدتی است که در روزگار نیست ۲
رو یار خویش باش و مجو یاری از کسی
کاندر دیار خویش بدیدیم یار نیست ۳
نومید شو ز هر که توانی و هرچه هست
کامیدهای باطل ما را شمار نیست ۴
عطاروار از همه عالم طمع ببر
کاندر زمانه بهتر ازین هیچ کار نیست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۷ - هر که درین درد گرفتار نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۰۹ - از تو کارم همچو زر بایست نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.