خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن به توصیف حالات روحی و معنوی یک فرد خراباتی و سرمست میپردازد که در حالت بیخودی و رهایی از دنیا و مادیات قرار دارد. او از هشیاری و مستی رها شده و در تاریکی و کفر غوطهور است. در نهایت، این تاریکی به جان او مینشیند و او را از خلق و خلق را از او جدا میکند. این متن همچنین به مفاهیمی مانند فقر، توبه، و یقین اشاره میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای خوانندگان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده مانند کفر، توبه، و یقین نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۹۶ - خراباتی است پر رندان سرمست
خراباتی است پر رندان سرمست
ز سر مستی همه نه نیست و نه هست ۱
فرو رفته همه در آب تاریک
برآورده همه در کافری دست ۲
همه فارغ ز امروز و ز فردا
همه آزاد از هشیار و از مست ۳
مگر افتاد پیر ما بر آن قوم
مرقع چاک زد زنار در بست ۴
یقینش گشت کار و بی گمان شد
درستش گشت فقر و توبه بشکست ۵
سیاهیی که در هر دو جهان بود
فرود آمد به جان او و بنشست ۶
نقاب جان او شد آن سیاهی
سیاهی آمد و در کفر پیوست ۷
چو آب خضر در تاریکی افتاد
کنون هم او ز خلق و خلق ازو رست ۸
دل عطار خون گشت و حق اوست
که تیری آنچنان ناگه ازو جست ۹
ز سر مستی همه نه نیست و نه هست ۱
فرو رفته همه در آب تاریک
برآورده همه در کافری دست ۲
همه فارغ ز امروز و ز فردا
همه آزاد از هشیار و از مست ۳
مگر افتاد پیر ما بر آن قوم
مرقع چاک زد زنار در بست ۴
یقینش گشت کار و بی گمان شد
درستش گشت فقر و توبه بشکست ۵
سیاهیی که در هر دو جهان بود
فرود آمد به جان او و بنشست ۶
نقاب جان او شد آن سیاهی
سیاهی آمد و در کفر پیوست ۷
چو آب خضر در تاریکی افتاد
کنون هم او ز خلق و خلق ازو رست ۸
دل عطار خون گشت و حق اوست
که تیری آنچنان ناگه ازو جست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۵ - ای به وصفت گمشده هرجان که هست
گوهر بعدی:غزل ۹۷ - شادی به روزگار شناسندگان مست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.