خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن به بیان مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی میپردازد که درک آن نیاز به تفکر و تأمل دارد. شاعر از ناتوانی زبان در بیان حقایق ناگفته و ناشناخته سخن میگوید و به خواننده توصیه میکند که از ظواهر فراتر رود و به درون و حقیقت وجودی خود توجه کند. همچنین، شاعر به اهمیت سکوت و خموشی در مسیر شناخت اشاره میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. این مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد یا نیاز به توضیحات بیشتری داشته باشد.
غزل ۸۷ - رهی کان ره نهان اندر نهان است
رهی کان ره نهان اندر نهان است
چو پیدا شد عیان اندر عیان است ۱
چه میگویم چه پیدا و چه پنهان
که این بالای پیدا و نهان است ۲
چه میگویم چه بالا و چه پستی
که این بیرون ازین است و از آن است ۳
چه میگویم چه بیرون چه درون است
که بیرون و درون گفت زبان است ۴
چگویم آنچه هرگز کس نگفته است
چه دانم آنکه هرگز کس ندانست ۵
گمانی چون برم چون کس نبرده است
نشانی چون دهم چون بینشان است ۶
مکن روباه بازی شیر مردا
خموشی پیشه کن کین ره عیان است ۷
برو از پوست بیرون آی کین کار
نه کار توست کار مغز جان است ۸
برو عطار و ترک این سخن گیر
که این را مستمع در لامکان است ۹
چو پیدا شد عیان اندر عیان است ۱
چه میگویم چه پیدا و چه پنهان
که این بالای پیدا و نهان است ۲
چه میگویم چه بالا و چه پستی
که این بیرون ازین است و از آن است ۳
چه میگویم چه بیرون چه درون است
که بیرون و درون گفت زبان است ۴
چگویم آنچه هرگز کس نگفته است
چه دانم آنکه هرگز کس ندانست ۵
گمانی چون برم چون کس نبرده است
نشانی چون دهم چون بینشان است ۶
مکن روباه بازی شیر مردا
خموشی پیشه کن کین ره عیان است ۷
برو از پوست بیرون آی کین کار
نه کار توست کار مغز جان است ۸
برو عطار و ترک این سخن گیر
که این را مستمع در لامکان است ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۶ - همه عالم خروش و جوش از آن است
گوهر بعدی:غزل ۸۸ - چون دلبر من سبز خط و پسته دهان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.