خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر به مناسبت نوروز و عید سروده شده و بیانگر شادی و امید پس از دوران سختی است. شاعر از معشوق خود میخواهد که چهرهاش را نشان دهد، زیرا او را با تمام وجود دوست دارد. همچنین، شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق و رنجهایی که برای این عشق متحمل شده، سخن میگوید.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شمارهٔ ۶۰ - فی البدیهه
نوروز و عید ماست که روی تو دیده ایم
وز شام غم به صبح سعادت رسیده ایم ۱
ای نور دیده! چهره ی روشن به ما نمای
کز بهر دیدن تو سراپای دیده ایم ۲
از آرزوی روی و لب جان فزای تو
صد باز پشت دست به دندان گزیده ایم ۳
بگذر دمی به ناز که دیبای روی زرد
از احترام در قدمت گستریده ایم ۴
از گنج وصل خویش ز بهر شفای دل
تریاک ده که زهر دمادم چشیده ایم ۵
از بهر پای اسب تو در دامن بصر
دردانه ها به خون جگر پروریده ایم ۶
در زلف مشکبار تو چون حیدر ضعیف
پیوسته ایم، وز همه عالم بریده ایم ۷
وز شام غم به صبح سعادت رسیده ایم ۱
ای نور دیده! چهره ی روشن به ما نمای
کز بهر دیدن تو سراپای دیده ایم ۲
از آرزوی روی و لب جان فزای تو
صد باز پشت دست به دندان گزیده ایم ۳
بگذر دمی به ناز که دیبای روی زرد
از احترام در قدمت گستریده ایم ۴
از گنج وصل خویش ز بهر شفای دل
تریاک ده که زهر دمادم چشیده ایم ۵
از بهر پای اسب تو در دامن بصر
دردانه ها به خون جگر پروریده ایم ۶
در زلف مشکبار تو چون حیدر ضعیف
پیوسته ایم، وز همه عالم بریده ایم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۵۹ - مجارات
گوهر بعدی:شمارهٔ ۶۱ - و له ایضا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.