خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساس بیقراری، انتظار و سرگشتگی خود میگوید. او خود را در خون شهیدان و غبار راهها گم میکند و آسمان نیز از درک حال او عاجز است. این متن بیانگر حالتی عاطفی و عمیق از دلتنگی و جستجوی معناست.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند شهید و انتظار نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۰۲ - رفته ام از خود ندانم بیقرار کیستم
رفته ام از خود ندانم بیقرار کیستم
می تپم در خون شهید انتظار کیستم ۱
گاه خونم می خورد گه خاکمالم می دهد
آسمان گویا نمی داند شکار کیستم ۲
در حساب است از من سرگشته هر جا سرمه ای است
دیده خورشید می داند غبار کیستم ۳
می تپم در خون شهید انتظار کیستم ۱
گاه خونم می خورد گه خاکمالم می دهد
آسمان گویا نمی داند شکار کیستم ۲
در حساب است از من سرگشته هر جا سرمه ای است
دیده خورشید می داند غبار کیستم ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۱ - در بزم تواضع طلبی سخت غریبم
گوهر بعدی:شماره ۳۰۳ - می ننوشم تشنه خون تحمل نیستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.