خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از درد و رنج عشق و ناکامیهای خود میگوید. او از اشکهای بیپایان، شرمندگی از بخت ناگوار، ناتوانی در تحمل نوازشهای عشق، و یادآوری ظلم و ستم معشوق سخن میگوید. این متن بیانگر غم و اندوه عمیق و احساس درماندگی است.
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۸۳ - شبی کز دیده سیل لاله گون بیرون نمی آید
شبی کز دیده سیل لاله گون بیرون نمی آید
دلم از خجلت بخت زبون بیرون نمی آید ۱
کجا تاب نوازشهای عشق گرمخو دارد
دلی کز عهده شکر جنون بیرون نمی آید ۲
نجوشید از دلم خون تا نرفت از یاد بیدادش
که پیکان تا بود در زخم خون بیرون نمی آید ۳
دلم از خجلت بخت زبون بیرون نمی آید ۱
کجا تاب نوازشهای عشق گرمخو دارد
دلی کز عهده شکر جنون بیرون نمی آید ۲
نجوشید از دلم خون تا نرفت از یاد بیدادش
که پیکان تا بود در زخم خون بیرون نمی آید ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۲ - مرا از صحبت زاهد غم دیرینه باز آید
گوهر بعدی:شماره ۲۸۴ - چند منعم ز کوی یار کنید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.