خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از فرار و ذوب شدن خود سخن میگوید، به این امید که هیچکس به حریم معشوق نرسد. او از سوختن و طراوت دوباره در بهار میگوید، اما تأکید میکند که حتی گلهای زیبا نیز ممکن است به کسی نرسند. شاعر از ناشنیده ماندن شکوه در شاهراه وفا و نرسیدن ناله به جرس (زنگ) دردسر ابراز تأسف میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۵۳ - گریختم که به گرد ره تو کس نرسد
گریختم که به گرد ره تو کس نرسد
گداختم که به آیینه ات نفس نرسد ۱
بهار سوختگی را طراوت دگرست
اگر چه گل چمن آرا بود به کس نرسد ۲
به شاهراه وفا نام شکوه کس نشنید
چه شد که ناله به دردسر جرس نرسد ۳
گداختم که به آیینه ات نفس نرسد ۱
بهار سوختگی را طراوت دگرست
اگر چه گل چمن آرا بود به کس نرسد ۲
به شاهراه وفا نام شکوه کس نشنید
چه شد که ناله به دردسر جرس نرسد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۲ - جان سختی دلم را بیداد می شناسد
گوهر بعدی:شماره ۲۵۴ - دل ز تاراج نگاه شعله بازش می رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.