خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان احساسات عاشقانه و درد فراق میپردازد و از مفاهیمی مانند عشق، وصال، تمنا و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. همچنین، به مقایسهای بین عقل و عشق اشاره دارد و از داستان یوسف و زلیخا به عنوان نمادی از عشق و اشتیاق استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به داستان یوسف و زلیخا نیازمند آشنایی با ادبیات و فرهنگ است.
شماره ۲۴۳ - کی چو بیدردان نوید وصلم از جا می برد
کی چو بیدردان نوید وصلم از جا می برد
می شود خون گر دلم نام تمنا می برد ۱
عقل زاهد می کند گر ترک این سودای خام
جنس بالا دستی از بازار مینا می برد ۲
عشق یوسف را چراغ بزم زندان می کند
گر عنان طاقت از دست زلیخا می برد ۳
می شود خون گر دلم نام تمنا می برد ۱
عقل زاهد می کند گر ترک این سودای خام
جنس بالا دستی از بازار مینا می برد ۲
عشق یوسف را چراغ بزم زندان می کند
گر عنان طاقت از دست زلیخا می برد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۲ - کو قاصدی که نامه به باد صبا برد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۴ - آنکه لعلش بیشتر از نیشتر دل می برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.