خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از عشق و اندوه خود میگوید. او از اشکهایی که به گلاب تبدیل میشوند، دل خونین و غمآلود، و تأثیر نگاه معشوق بر خود سخن میگوید. همچنین، او از سردرگمی خود دربارهٔ دل معشوق و تأثیر یاد او بر قلبش مینویسد.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۲۰۹ - ز تاب روی تو اشکم گلاب می گردد
ز تاب روی تو اشکم گلاب می گردد
نظاره ام عرق آفتاب می گردد ۱
گلی در دیده دارم کز نگاهی آب می گردد
دلی در سینه دارم کز غمی خوناب می گردد ۲
نمی دانم دلش سنگ است یا موم اینقدر دانم
که از یادش دلم سرچشمه سیماب می گردد ۳
نظاره ام عرق آفتاب می گردد ۱
گلی در دیده دارم کز نگاهی آب می گردد
دلی در سینه دارم کز غمی خوناب می گردد ۲
نمی دانم دلش سنگ است یا موم اینقدر دانم
که از یادش دلم سرچشمه سیماب می گردد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۸ - ز لعلت شور بلبل تازه گردد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۰ - وطنم بی تو سفر می گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.