خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی بیانگر وحدت عاشق و معشوق، یگانگی در هستی و درک حقیقت فراتر از ظواهر است. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند شیشه و خارا، نور و ظلمت، و ناوک و دل، به مفاهیم عمیق عشق، وصال و هجران میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
شماره ۱۳۸ - در حقیقت عاشق و معشوق را دلها یکی است
در حقیقت عاشق و معشوق را دلها یکی است
شیشه را از روی نسبت اصل با خارا یکی است ۱
هست شام هجر ما آیینه صبح وصال
نور و ظلمت پیش چشم مردم دانا یکی است ۲
ناوکش چون بر دلی آید ز صد دل خون چکد
عالمی را در گرفتاری ز بس دلها یکی است ۳
شیشه را از روی نسبت اصل با خارا یکی است ۱
هست شام هجر ما آیینه صبح وصال
نور و ظلمت پیش چشم مردم دانا یکی است ۲
ناوکش چون بر دلی آید ز صد دل خون چکد
عالمی را در گرفتاری ز بس دلها یکی است ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۷ - کلید زبانم به دست خاموشی است
گوهر بعدی:شماره ۱۳۹ - تماشا باز در چشمم نهانی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.