خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از یار خود میخواهد که او را با آفتاب مقایسه نکند، زیرا آفتاب با وجود گرمای خود، باعث پژمردگی بهار (یار شاعر) میشود. شاعر همچنین ابراز میکند که در خاک راه یارش جا گرفته است، به این امید که نسیم، غبار وجودش را به دامن یار برساند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعاری است که درک آن به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نیاز دارد.
شماره ۱۹ - به آفتاب برابر مساز یار مرا
به آفتاب برابر مساز یار مرا
که همنشین خزان می کنی بهار مرا ۱
به خاک رهگذرت جا گرفته ام که نسیم
به دامن تو رساند مگر غبار مرا ۲
که همنشین خزان می کنی بهار مرا ۱
به خاک رهگذرت جا گرفته ام که نسیم
به دامن تو رساند مگر غبار مرا ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸ - حیرت آبادی که او پهلو نشین باشد مرا
گوهر بعدی:شماره ۲۰ - نیست در سر هوس جوش خریدار مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.