خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شاعر در این متن از احساسات عمیق عاشقانه، عذرخواهی و ندامت، وصف طبیعت و مفاهیم عرفانی سخن می‌گوید. او از نگاهش به سوی معشوق، بی‌زبانی و عجز در برابر عشق، و آرزوی بخشش می‌گوید. همچنین، از مفاهیمی مانند آیینه دل، خورشید و ماه، و صف‌آرایی خاکساری‌ها برای شکستن قلب سپاه غبار یاد می‌کند.

متن دارای مفاهیم عاطفی و عرفانی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۸۶۵ - به استقبال مژگان سیاهی

به استقبال مژگان سیاهی
نگاهم می رود هر دم به راهی ۱

چه می کردیم با چندین خجالت
اگر بودی زبان عذرخواهی ۲

دل است آیینه روز و شب ما
نمی دانیم خورشیدی و ماهی ۳

شود گر خاکساریها صف آرا
غباری بشکند قلب سپاهی ۴

به ذوقی صید فتراک تو گشتم
که شد هر قطره خونم عیدگاهی ۵

فروشم دامن پاک دو عالم
خرم چشم و دل عاشق نگاهی ۶

به محشر چون برآرم سر ز خجلت
ندارم در خور بخشش گناهی ۷

چو عمدا پرسد از نامم بگویی
اسیر از بیزبانی بی گناهی ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۶۴ - به طوفان اشکی به غوغای آهی
گوهر بعدی:شماره ۸۶۶ - خویش آیینه دار خود رایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.