خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از درد فراق و بیوفایی معشوق سخن می‌گوید. شاعر بیان می‌کند که معشوق او را شیفته خود کرد، سپس رهایش نمود و با بی‌رحمی او را رنجاند. در ادامه، شاعر از بی‌عدالتی و ظلم معشوق شکایت کرده و به رفتارهای ناشایست او اشاره می‌کند.

متن دارای مضامین عاطفی عمیق و درد فراق است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۸۴۶ - به سویم آمدی شیدای خویشم ساختی رفتی

به سویم آمدی شیدای خویشم ساختی رفتی
بدین روزم نشاندی بی‌وفا انداختی رفتی ۱

چه رنگین گشتم از تاراج شوخی آفرین بادا
زدی بستی و کشتی سوختی پرداختی رفتی ۲

چه رحم است این چه انصاف است ظالم اختراع است این
زدی صیدی به خاک ره فکندی تاختی رفتی ۳

مروت اینچنین عاجز نوازی اینچنین باید
ز پا افتاده ای دیدی و قد افراختی رفتی ۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۴۵ - ای عمر فتنه شوخی مژگان کیستی
گوهر بعدی:شماره ۸۴۷ - در آتش دارم از هر عضو بندی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.