خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات عمیق عاشقانه و رنجهای عشق سخن میگوید. او از نادیده گرفته شدن توسط معشوق، بیعدالتی در برخورد با عشق و ناآگاهی معشوق از ارزش عشق شکایت دارد. همچنین، از شرم و حیا به عنوان موانعی در راه ابراز عشق یاد میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۸۴۳ - ملک حیا به شرم نگاهی گرفته ای
ملک حیا به شرم نگاهی گرفته ای
هند بلا به چشم سیاهی گرفته ای ۱
تا اینقدر دلم به حیا مهربان نبود
گویا به آسمان سر راهی گرفته ای ۲
کس از بهانه تو مسلم نبوده است
جرم ندیده را به گناهی گرفته ای ۳
داغم که قدر عشق ندانسته ای اسیر
آیینه را به قیمت آهی گرفته ای ۴
هند بلا به چشم سیاهی گرفته ای ۱
تا اینقدر دلم به حیا مهربان نبود
گویا به آسمان سر راهی گرفته ای ۲
کس از بهانه تو مسلم نبوده است
جرم ندیده را به گناهی گرفته ای ۳
داغم که قدر عشق ندانسته ای اسیر
آیینه را به قیمت آهی گرفته ای ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۲ - طرف کلاهی از مژه بالا شکسته ای
گوهر بعدی:شماره ۸۴۴ - بند از پایم برای امتحان دزدیده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.