خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن درباره عشقی نافرجام و رنجهای ناشی از آن است. شاعر از بیتوجهی معشوق و بهانهجوییهایش شکایت میکند و بیان میکند که سکوت برای او به جای فغان، ترانه شده است. او از دو چیز (تغافل و بهانه) سرگشته است.
مفهوم عشق نافرجام و رنجهای عاطفی موجود در متن برای کودکان مناسب نیست و درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۸۳۷ - طفل است و بدخو جوید بهانه
طفل است و بدخو جوید بهانه
در عشق دارد ما را فسانه ۱
مانند قمری سر بر نکردیم
بی حلقه دام از آشیانه ۲
هرکس به نوعی دارد فغانی
ما را خموشی آمد ترانه ۳
ما را دو چیزش سرگشته دارد
آه از تغافل داد از بهانه ۴
در عشق دارد ما را فسانه ۱
مانند قمری سر بر نکردیم
بی حلقه دام از آشیانه ۲
هرکس به نوعی دارد فغانی
ما را خموشی آمد ترانه ۳
ما را دو چیزش سرگشته دارد
آه از تغافل داد از بهانه ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۶ - خبر ز سوز نداری سروده نای که چه
گوهر بعدی:شماره ۸۳۸ - همه تن آینه ای دست بر آیینه منه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.