خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عارفانه، با زبانی نمادین و پر از تصاویر شاعرانه، از عشق، دلتنگی، وصف طبیعت و مفاهیم عرفانی سخن می‌گوید. شاعر از معشوق می‌خواهد که در دلش بنشیند و از زیبایی‌ها و احساساتش سخن می‌گوید.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۸۲۶ - بیا و در دلم ای وحشت آشنا بنشین

بیا و در دلم ای وحشت آشنا بنشین
چو چشم خود به سراپرده حیا بنشین ۱

ز یاد چشم تو شیرین حکایتی دارم
برای خاطر ما یک نفس بیا بنشین ۲

سبکروی ثمر نوبهار آزادی است
به پای سرو روان یک دم ای صبا بنشین ۳

کدام سعی که آوارگی پناه نشد
به شاهراه توکل چو نقش پا بنشین ۴

اگر زموج قدح درس دل نمی خوانی
به خاک مدرسه چون نقش بوریا بنشین ۵

خطر شناس شو ار روشناس طوفانی
به مرگ شرطه و تدبیر ناخدا بنشین ۶

نظر به روی تو کردن ز دور هم چمن است
به بزم ما ننشینی بیا جدا بنشین ۷

به دام زلف کسی می تپی چرا سبکی
اسیر دل شده در سایه هما بنشین ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۲۵ - چشم بیگانگی پناه ببین
گوهر بعدی:شماره ۸۲۷ - سروری چنین و جلوه رعنایی اینچنین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.