خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از تجربیات عاشقانه و روحی خود سخن میگوید. او از دیدن معشوق، ترس از صیاد و دام نداشتن، و تأثیر نگاه معشوق بر خود میگوید. همچنین، از افزایش محبت و اثرات آن صحبت کرده و در نهایت، از اسارت در نگاه معشوق و نومیدی سخن میراند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند نومیدی و اسارت عاطفی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۱۸ - گه استغنا گهی رو دیده ام من
گه استغنا گهی رو دیده ام من
چها زآن طفل بدخو دیده ام من ۱
نه از صیاد می ترسم نه از دام
نظر از چشم آهو دیده ام من ۲
به بزمش فکر کار خود کن ای دل
که کار خویش یکرو دیده ام من ۳
به باغ از رشک ننشینم که گل را
به او زانو به زانو دیده ام من ۴
محبت بر محبت می فزاید
اثرها از خط او دیده ام من ۵
ز نومیدی چرا ممنون نباشم
اسیر از چشم او رو دیده ام من ۶
چها زآن طفل بدخو دیده ام من ۱
نه از صیاد می ترسم نه از دام
نظر از چشم آهو دیده ام من ۲
به بزمش فکر کار خود کن ای دل
که کار خویش یکرو دیده ام من ۳
به باغ از رشک ننشینم که گل را
به او زانو به زانو دیده ام من ۴
محبت بر محبت می فزاید
اثرها از خط او دیده ام من ۵
ز نومیدی چرا ممنون نباشم
اسیر از چشم او رو دیده ام من ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۷ - بهار سوختن بخشیده سامانی به داغ من
گوهر بعدی:شماره ۸۱۹ - مبین خوار اگر هست اگر نیستم من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.