خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنج هستی، عشق و اشک سخن میگوید. شاعر از افسردگی و ناامیدی مینالد و از شعلههای عشق و گریه به عنوان نمادهای رنج و جنون یاد میکند. همچنین، از آرزوهای برآوردهنشده و اسارت در غم عشق سخن میگوید.
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و بیان درد و رنج نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۷۹۹ - لخت جگر پاره بر آه نفس افشان
لخت جگر پاره بر آه نفس افشان
دامان گل و لاله به پای قفس افشان ۱
افسردگی از هستی ما دود برآورد
ای شعله گلابی به گریبان خس افشان ۲
ای گریه بیا قافله سالار جنون باش
تخم اثر ناله به دشت جرس افشان ۳
معراج طلب هست به مطلب نرسیدن
از پاس طلب دامن بر دسترس افشان ۴
تا چند اسیر از غم لعل تو گدازد
یک قطره ازین باده به کام هوس افشان ۵
دامان گل و لاله به پای قفس افشان ۱
افسردگی از هستی ما دود برآورد
ای شعله گلابی به گریبان خس افشان ۲
ای گریه بیا قافله سالار جنون باش
تخم اثر ناله به دشت جرس افشان ۳
معراج طلب هست به مطلب نرسیدن
از پاس طلب دامن بر دسترس افشان ۴
تا چند اسیر از غم لعل تو گدازد
یک قطره ازین باده به کام هوس افشان ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹۸ - آشفته دلی دارم چون ساغر بد مستان
گوهر بعدی:شماره ۸۰۰ - محراب دعا ساخته ام آن صف مژگان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.