خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از سرخوشی و بیخودی خود سخن میگوید و به زیباییهای طبیعت و عشق اشاره میکند. او از تفاوتهای ظریف میان مفاهیمی مانند دل و کباب، گل و شراب، و خون و آب صحبت میکند و به شیوایی از گذرا بودن لحظات و جدایی ناگزیر اهل دل مینالد. در نهایت، او از سادگی و بیتکلفی دلکده در مقابل رسوم ساختگی شیخ و شاب یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'تیغ او نکند فرق خون و آب از هم' ممکن است نیاز به درک بالاتری از استعارههای ادبی داشته باشد.
شماره ۷۸۲ - چه سرخوشم که ندانم دل و کباب از هم
چه سرخوشم که ندانم دل و کباب از هم
چه بیخودم که ندانم گل و شراب از هم ۱
بهار جلوه شوخ که گشته عالمگیر
بتان کرشمه نمایند انتخاب از هم ۲
به دامن مژه دستی زدم چه دانستم
که تیغ او نکند فرق خون و آب از هم ۳
شمیم برگ گل و گوشه نقاب از من
فروغ آینه ماه و آفتاب از هم ۴
سواد شوخی طفلان نمی شود روشن
به رنگ گل بربایند اگر کتاب از هم ۵
چو آب می گذرند اهل دل ز یکدیگر
نه همچو کینه پرستان به آب و تاب از هم ۶
اسیر دلکده بی تکلفی از تو
رسوم ساختگیهای شیخ و شاب از هم ۷
چه بیخودم که ندانم گل و شراب از هم ۱
بهار جلوه شوخ که گشته عالمگیر
بتان کرشمه نمایند انتخاب از هم ۲
به دامن مژه دستی زدم چه دانستم
که تیغ او نکند فرق خون و آب از هم ۳
شمیم برگ گل و گوشه نقاب از من
فروغ آینه ماه و آفتاب از هم ۴
سواد شوخی طفلان نمی شود روشن
به رنگ گل بربایند اگر کتاب از هم ۵
چو آب می گذرند اهل دل ز یکدیگر
نه همچو کینه پرستان به آب و تاب از هم ۶
اسیر دلکده بی تکلفی از تو
رسوم ساختگیهای شیخ و شاب از هم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۸۱ - ز دودمان دل و دیده یادگار منم
گوهر بعدی:شماره ۷۸۳ - دشمن و دوست بگو با هم در ساخته ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.