خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات پیچیدهای مانند حسرت، محبت، خجالت، و بیتابی سخن میگوید. او از عشق و فراق مینالد و از طبیعت و معانی عمیق زندگی الهام میگیرد. متن پر از تصاویر شاعرانه و استعارههای زیبا است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۳۹ - نگران که بود رشک به حسرت دارم
نگران که بود رشک به حسرت دارم
لاف مهر که زند داغ محبت دارم ۱
وصل اگر هست خموشی گره اظهار است
بس خجالت که زهمراهی فرصت دارم ۲
تشنه کشتن خود ساخته آسودگیم
شخص بیتابی سیمابم و طاقت دارم ۳
چون به یادت نفس سرد کشم آب شوم
بسکه از هستی خود بی تو خجالت دارم ۴
خوشه چین ذره ام از پرتو خورشید دلت
صدف معنی بکرم چه طبیعت دارم ۵
فکر دریوزه گران فهم کلامم نکند
طبع مستغنی خود ساخته منت دارم ۶
آشنا فکر کسی با سخنم نیست اسیر
معنی پاک ز آلایش صورت دارم ۷
لاف مهر که زند داغ محبت دارم ۱
وصل اگر هست خموشی گره اظهار است
بس خجالت که زهمراهی فرصت دارم ۲
تشنه کشتن خود ساخته آسودگیم
شخص بیتابی سیمابم و طاقت دارم ۳
چون به یادت نفس سرد کشم آب شوم
بسکه از هستی خود بی تو خجالت دارم ۴
خوشه چین ذره ام از پرتو خورشید دلت
صدف معنی بکرم چه طبیعت دارم ۵
فکر دریوزه گران فهم کلامم نکند
طبع مستغنی خود ساخته منت دارم ۶
آشنا فکر کسی با سخنم نیست اسیر
معنی پاک ز آلایش صورت دارم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۸ - به کویش در لباس بوالهوس بسیار گردیدم
گوهر بعدی:شماره ۷۴۰ - غمی رنگین تر از گلزار دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.