خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از رنجها و عشق عمیق خود سخن میگوید. او از آتش عشق و فتنههای درونی مینالد و از سوختن در این راه یاد میکند. شهیدان و خون آنها نیز در این شعر مورد اشاره قرار گرفتهاند. شاعر با تصاویر زیبا و احساسی، عشق و رنج خود را به تصویر میکشد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین اشاره به موضوعاتی مانند شهیدان و رنجهای عاطفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۳۳ - آتش از آن گرمی نگاه گرفتم
آتش از آن گرمی نگاه گرفتم
تا عرق فتنه ای ز آه گرفتم ۱
سوخت سراپای ما ز آتش پنهان
بسکه چو مژگان به گریه راه گرفتم ۲
رنگ تپیدن نداشت خون شهیدان
دامن پاک تو را گواه گرفتم ۳
چشم ودل ما بس است جلوه گه او
گل به در دیر و خانقاه گرفتم ۴
بسکه تپیدم به زیرپای سمندش
خون خود از خاک صیدگاه گرفتم ۵
بر سر راهش اسیر بسکه نشستم
کام دل و دیده از نگاه گرفتم ۶
تا عرق فتنه ای ز آه گرفتم ۱
سوخت سراپای ما ز آتش پنهان
بسکه چو مژگان به گریه راه گرفتم ۲
رنگ تپیدن نداشت خون شهیدان
دامن پاک تو را گواه گرفتم ۳
چشم ودل ما بس است جلوه گه او
گل به در دیر و خانقاه گرفتم ۴
بسکه تپیدم به زیرپای سمندش
خون خود از خاک صیدگاه گرفتم ۵
بر سر راهش اسیر بسکه نشستم
کام دل و دیده از نگاه گرفتم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۲ - گر گمان وصل آن نامهربان می داشتم
گوهر بعدی:شماره ۷۳۴ - خراب آباد بودم عشق را معمار خود کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.