خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساسات شاعر پس از جدایی از معشوق است. شاعر از این جدایی اظهار ندامت میکند و به عدالت الهی و رضایت به تقدیر اشاره میکند. در پایان، شاعر به فنا شدن خود در برابر وجود حق تعالی اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸ - چون شدستی ز من جدا صنما
چون شدستی ز من جدا صنما
ملتقی لم ترکت فی ندما ۱
حق میان من و تو آگاه است
هو یکفی من الذی ظلما ۲
ور به دست تو آمده است اجلم
قد رضیت بما جری قلما ۳
گشت فانی ز خویش چون عطار
گفت غیر از وجود حق عدما ۴
ملتقی لم ترکت فی ندما ۱
حق میان من و تو آگاه است
هو یکفی من الذی ظلما ۲
ور به دست تو آمده است اجلم
قد رضیت بما جری قلما ۳
گشت فانی ز خویش چون عطار
گفت غیر از وجود حق عدما ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷ - بار دگر شور آورید این پیر درد آشام را
گوهر بعدی:غزل ۹ - در دلم افتاد آتش ساقیا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.