خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مفاهیمی مانند عشق، هستی، حیا، و رهایی سخن میگوید. شاعر از زبان نمادین شمع، پروانه، و گل استفاده کرده و به مفاهیمی مانند اسارت، عشق جاودانه، و رازهای ناگفته اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان نمادین، فهم آن را به سطحی از بلوغ فکری نیازمند میکند.
شماره ۶۹۹ - نسخه دارد لعلش از چشم حیاپرداز خویش
نسخه دارد لعلش از چشم حیاپرداز خویش
بسکه حرف آهسته گوید نشنود آواز خویش ۱
دام هستی گر نه سرمش گرفتاری شود
نامه ای را می توان کردن پر پرواز خویش ۲
شمع بالین را غبارم دامن غیرت زند
بعد مردن هم نخواهد عشق روشن راز خویش ۳
شمع و گل ارزانی پروانه و بلبل اسیر
ما و استغنای صیاد شکار انداز خویش ۴
بسکه حرف آهسته گوید نشنود آواز خویش ۱
دام هستی گر نه سرمش گرفتاری شود
نامه ای را می توان کردن پر پرواز خویش ۲
شمع بالین را غبارم دامن غیرت زند
بعد مردن هم نخواهد عشق روشن راز خویش ۳
شمع و گل ارزانی پروانه و بلبل اسیر
ما و استغنای صیاد شکار انداز خویش ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۸ - جایی که گل از ناله کند بال و پر خویش
گوهر بعدی:شماره ۷۰۰ - اشک بلبل نمک چش خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.