خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنج اسیران و غمزدگان سخن میگوید. شاعر از محنتهای زندگی، دوری از آزادی، و رنجهای عشق مینالد و از آسمان و افلاک نیز به عنوان نمادهایی از سرگشتگی و ننگ یاد میکند. در عین حال، اشارهای به امید و تابندگی نیز وجود دارد.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج، اسارت، و ننگ نیاز به درک بالاتری از زندگی و احساسات دارند.
شماره ۶۸۱ - مایه عیش اسیران خاطر غمناک بس
مایه عیش اسیران خاطر غمناک بس
مسند ما اخگر تابنده چون خاشاک بس ۱
نیست تاب دام آزادی اسیران تو را
صید ما را محنت محرومی فتراک بس ۲
بی سبب ما را سپند آتش دوری مکن
اشک خونین چشم زخم دیدهای پاک بس ۳
درد راحت بر نتابد جان غم فرسود ما
راحت جان ترکتاز درد آن بیباک بس ۴
چون شوم گرم خیال خنجر بیداد خویش
جای روزن کلبه تاریک دل را چاک بس ۵
آسمان را هم به چرخ آورد شور عشق او
ننگ ما سرگشتگان هم چشمی افلاک بس ۶
مسند ما اخگر تابنده چون خاشاک بس ۱
نیست تاب دام آزادی اسیران تو را
صید ما را محنت محرومی فتراک بس ۲
بی سبب ما را سپند آتش دوری مکن
اشک خونین چشم زخم دیدهای پاک بس ۳
درد راحت بر نتابد جان غم فرسود ما
راحت جان ترکتاز درد آن بیباک بس ۴
چون شوم گرم خیال خنجر بیداد خویش
جای روزن کلبه تاریک دل را چاک بس ۵
آسمان را هم به چرخ آورد شور عشق او
ننگ ما سرگشتگان هم چشمی افلاک بس ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۰ - راحتم شد بستر خواب و در آزارم هنوز
گوهر بعدی:شماره ۶۸۲ - قرار بخش دل تنگ یاد آن گل بس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.