خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و شیفتگی به معشوق (زنجیر) سخن میگوید و از جنون و بیقراری خود در این راه مینالد. او از همراهی نکردن معشوق شکایت دارد و در عین حال، شیفتهٔ نگاه و اشارات اوست.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۶۷۲ - نگنجد در سرم سودای زنجیر
نگنجد در سرم سودای زنجیر
روم از دور بوسم پای زنجیر ۱
جنونم بسته چابک سواری
مرا فتراک باید جای زنجیر ۲
به من یک گام همراهی نکرده است
چو بلبل گشته شوخیهای زنجیر ۳
به از چاک گریبان بهار است
به من از دور چشمکهای زنجیر ۴
روم از دور بوسم پای زنجیر ۱
جنونم بسته چابک سواری
مرا فتراک باید جای زنجیر ۲
به من یک گام همراهی نکرده است
چو بلبل گشته شوخیهای زنجیر ۳
به از چاک گریبان بهار است
به من از دور چشمکهای زنجیر ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۱ - به نام گریه من فال می زند زنجیر
گوهر بعدی:شماره ۶۷۳ - بحر وجود محشر موج و حباب گیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.