خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که از عشق، دلبستگی و رنجهای عاطفی سخن میگوید. او از نگاه معشوق، غمهای گذشته و امید به بهبودی با عشق جاودانه میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند یکرنگی، بیرنگی و آیینهای بدون کینه اشاره دارد که نماد صداقت و پاکی است.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۹۷ - صف مژگان تو دل را چمن سینه کند
صف مژگان تو دل را چمن سینه کند
نگه گرم تو جان در تن آیینه کند ۱
چشم بد دور فلک گوشه چشمی دارد
غم پارینه ما را می پارینه کند ۲
شهد الفت به قوام آمد و حسرت باقی است
عمر جاوید علاج غم دیرینه کند ۳
آنکه یکرنگی ما را گل بی رنگ شناخت
دل ما را برد آیینه بی کینه کند ۴
خون خورد توبه که خون در دل ما کرد اسیر
تا به کی شنبه ما را شب آدینه کند ۵
نگه گرم تو جان در تن آیینه کند ۱
چشم بد دور فلک گوشه چشمی دارد
غم پارینه ما را می پارینه کند ۲
شهد الفت به قوام آمد و حسرت باقی است
عمر جاوید علاج غم دیرینه کند ۳
آنکه یکرنگی ما را گل بی رنگ شناخت
دل ما را برد آیینه بی کینه کند ۴
خون خورد توبه که خون در دل ما کرد اسیر
تا به کی شنبه ما را شب آدینه کند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۶ - همه دردیم تا دوا چه کند
گوهر بعدی:شماره ۵۹۸ - خرم کسی که دل به غمت شاد می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.