خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق، دل‌بستگی، و رنج‌های عاشقانه سخن می‌گوید. او از نگاه معشوق، خاک راه او، و تأثیرات عشق بر روح و جان خود می‌گوید. همچنین، مفاهیمی مانند صبر، انتظار، و جنون عشق نیز در آن دیده می‌شود.

متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آن برای مخاطبان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، برخی از واژگان و تشبیهات به‌کاررفته نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.

مشاهده کامل

شماره ۵۹۴ - دیده را شوخی چشمت دل بیتاب کند

دیده را شوخی چشمت دل بیتاب کند
خاک را گرد رهت آینه آب کند ۱

سجده وحشی شود از حلقه راحت طلبان
گر خم دام ستمهای تو محراب کند؟ ۲

نقش پایی که به راهت صدف آبله شد
خاک در دیده بیتابی سیماب کند ۳

کشته تیغ نگاهیم خدا می داند
خون افسرده ما کار می ناب کند ۴

سرمه چشم من آن دولت بیدار کجاست
که نگاه دلم از عربده بد خواب کند ۵

من تنک حوصله دل بی غم و گل سست وفا
چون کسی تکیه به خونگرمی احباب کند ۶

مس امید طلا کردم و دانم که جنون
ساغر تشنه لبی را گل شاداب کند ۷

نشود رام زمین سایه شمشادش اسیر
خاک را بلکه خیال من بیتاب کند ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۹۳ - سرمه ای هر جا به چشم داغ سودا می کشند
گوهر بعدی:شماره ۵۹۵ - به تغافل اگرم چشم تو رسوا نکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.