خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از پاکی دل و وفاداری سخن میگوید، همچنین از غربت و رنجهای عشق و ستم معشوق شکایت دارد. شاعر با اشاره به مفاهیمی مانند حیا، وفا، و عشق، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از اشارات عرفانی و تمثیلهای بهکاررفته برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۵۷۲ - چشم ما پاک بود پاک حیا می داند
چشم ما پاک بود پاک حیا می داند
دل ما صاف بود صاف وفا می داند ۱
کعبه و دیر وطن گشت و غریبیم هنوز
نوبر سجده نکردیم خدا می داند ۲
خاطر نازک حسن آینه عشق نماست
هر چه خود می کند از جانب ما می داند ۳
پر زبیگانگی چشم تو رسوا شده ایم
با دل ما غم پنهانی ما می داند ۴
نمک غم به اسیر ستمت باد حرام
که سر خویش ز تیغ تو جدا می داند ۵
دل ما صاف بود صاف وفا می داند ۱
کعبه و دیر وطن گشت و غریبیم هنوز
نوبر سجده نکردیم خدا می داند ۲
خاطر نازک حسن آینه عشق نماست
هر چه خود می کند از جانب ما می داند ۳
پر زبیگانگی چشم تو رسوا شده ایم
با دل ما غم پنهانی ما می داند ۴
نمک غم به اسیر ستمت باد حرام
که سر خویش ز تیغ تو جدا می داند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۱ - کو ذره ای که صد خور بار جفا نداند
گوهر بعدی:شماره ۵۷۳ - دل آتش پرستم شعله از اخگر نمی داند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.