خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از محبت و جذابیت طبیعت (لاله و گل) و ارتباط آن با دل و روح انسان سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند حسرت، رشک، خطر، و عشق الهی اشاره دارد. شاعر از عناصر طبیعی مانند چمن، ابر، پروانه، و دریا برای بیان احساسات عمیق خود استفاده کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۶۲ - ز آسمان محبت چه وحی نازل شد
ز آسمان محبت چه وحی نازل شد
که یاد لاله و گل سنگ شیشه ی دل شد ۱
چمن ز حسن که اعجاز رنگ و بو آموخت
که برگ لاله و گل فرد سحر باطل شد ۲
هزار مرحله حسرت هزار قافله رشک
سزای خانه به دوشی که صید منزل شد ۳
سر حباب به فتراک موج دریا بست
سفینه ای که خطر بار صید ساحل شد؟ ۴
غبارم از چمن و ابر باج می گیرد
مگو که خاک شدم کار گریه مشکل شد ۵
نسیم از پر پروانه می کند پرواز
در این بهار مگر گل چراغ محفل شد ۶
چه حرزها ننوشتم به خون سربازی
که دست و تیغ تو در گردنم حمایل شد ۷
چراغ اهل نظر برق یک تجلی بود
دلیل قافله گردید و شمع محفل شد ۸
اسیر بسکه ز آوارگی به کام رسید
غبار تربت مجنون دلیل محمل شد ۹
که یاد لاله و گل سنگ شیشه ی دل شد ۱
چمن ز حسن که اعجاز رنگ و بو آموخت
که برگ لاله و گل فرد سحر باطل شد ۲
هزار مرحله حسرت هزار قافله رشک
سزای خانه به دوشی که صید منزل شد ۳
سر حباب به فتراک موج دریا بست
سفینه ای که خطر بار صید ساحل شد؟ ۴
غبارم از چمن و ابر باج می گیرد
مگو که خاک شدم کار گریه مشکل شد ۵
نسیم از پر پروانه می کند پرواز
در این بهار مگر گل چراغ محفل شد ۶
چه حرزها ننوشتم به خون سربازی
که دست و تیغ تو در گردنم حمایل شد ۷
چراغ اهل نظر برق یک تجلی بود
دلیل قافله گردید و شمع محفل شد ۸
اسیر بسکه ز آوارگی به کام رسید
غبار تربت مجنون دلیل محمل شد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۱ - بسکه دامان حجاب از الفت من می کشد
گوهر بعدی:شماره ۵۶۳ - عالم از جلوه تو خرم شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.