این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق و شیدایی شاعر نسبت به معشوق است. او با استفاده از تصاویر زیبایی مانند گل، آیینه، سرو، شمشاد، شمع، نرگس و جام، زیباییهای معشوق را توصیف میکند و خود را فدای او میداند. شاعر از غمهای عشق سخن میگوید و دلش را به بوی گل و غنچهای تشبیه میکند که در حضور معشوق میتپد.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'هلاک چشم شهلای تو باشد' یا 'چکد از بوی گل خون دل من' ممکن است برای سنین پایین نامناسب یا سنگین باشد.
شماره ۵۵۵ - جنون داغی ز سودای تو باشد
چمن بویی ز گلهای تو باشد ۱
سراپا دیده شد آیینه دل
که حیران تماشای تو باشد ۲
اگر سرو است اگر شمشاد اگر شمع
فدای قد رعنای تو باشد ۳
اگر نرگس اگر مینا اگر جام
هلاک چشم شهلای تو باشد ۴
گذشتم از گناه دل گذشتم
بگو ممنون غمهای تو باشد ۵
چکد از بوی گل خون دل من
دل یک غنچه گر جای تو باشد ۶
اسیر از دیده گلچین بهشت است
چو مشغول تماشای تو باشد ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.