خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، درد هجران، و رنجهای عاطفی سخن میگوید. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، احساسات خود را بیان میکند. او از جنون، محبت، جفا، و درد هجران میگوید و از اشکهای بیپایان خود سخن میراند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۵۴۳ - جنون هر لحظه چون تاکم به تارک خاک می ریزد
جنون هر لحظه چون تاکم به تارک خاک می ریزد
محبت در دلم چون غنچه رنگ چاک می ریزد ۱
سرم بادا حباب جوی شمشیر جفا کیشی
که آب خضرش از سرچشمه فتراک می ریزد ۲
خرامی گر به گلشن مست با این حسن عالم سوز
به هر سو آفتابی چون خزان تاک می ریزد ۳
دهد چون ساغر می لاله بی داغ در صحرا
چو در جولان عرق ز آن روی آتشناک می ریزد ۴
چنان از درد هجران تو می نالد اسیر امشب
که اختر جای اشک از دیده افلاک می ریزد ۵
محبت در دلم چون غنچه رنگ چاک می ریزد ۱
سرم بادا حباب جوی شمشیر جفا کیشی
که آب خضرش از سرچشمه فتراک می ریزد ۲
خرامی گر به گلشن مست با این حسن عالم سوز
به هر سو آفتابی چون خزان تاک می ریزد ۳
دهد چون ساغر می لاله بی داغ در صحرا
چو در جولان عرق ز آن روی آتشناک می ریزد ۴
چنان از درد هجران تو می نالد اسیر امشب
که اختر جای اشک از دیده افلاک می ریزد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۲ - نه همین نامه چو شمع از خبرم می سوزد
گوهر بعدی:شماره ۵۴۴ - توفیق در این بادیه رهبر نشناسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.