خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بیانگر احساسات عمیق شاعرانه است که از غم، اشک، شهادت، سکوت و مستی سخن میگوید. شاعر از حالات درونی خود و تنشهای عاطفی میگوید و از مفاهیمی مانند عذرخواهی، خموشی و مستی برای بیان احساساتش استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیمی مانند شهادت و مستی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۳۷ - ز اشکم غنچه در هر جا گلاب رنگ می گیرد
ز اشکم غنچه در هر جا گلاب رنگ می گیرد
به خود کار شکفتن تا قیامت تنگ می گیرد ۱
کسی فیض شهادت پیشتر از من نخواهد یافت
اگر قاتل به جرم عذرخواهی لنگ می گیرد ۲
نوای خارج ساز جرس آهنگ می گیرد
اگر تیغ زبانش از خموشی زنگ می گیرد؟ ۳
نمی دانم چه حال است این چه حال است این که من دارم
ز مستی شیشه ام از خود سراغ سنگ می گیرد ۴
به خود کار شکفتن تا قیامت تنگ می گیرد ۱
کسی فیض شهادت پیشتر از من نخواهد یافت
اگر قاتل به جرم عذرخواهی لنگ می گیرد ۲
نوای خارج ساز جرس آهنگ می گیرد
اگر تیغ زبانش از خموشی زنگ می گیرد؟ ۳
نمی دانم چه حال است این چه حال است این که من دارم
ز مستی شیشه ام از خود سراغ سنگ می گیرد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۶ - زبان ناله پر از شوخی تحریر می گیرد
گوهر بعدی:شماره ۵۳۸ - وفا به مهر و عداوت به کین نمی ارزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.