خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از حالات مختلف عشق و شیفتگی سخن میگوید. او از بیهوشی ناشی از یاد معشوق، حیرت از زیباییهای او، و حالات روحی و عاطفی خود در این رابطه صحبت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۳۴ - هشیاریم از یاد تو بیهوش برآورد
هشیاریم از یاد تو بیهوش برآورد
بیهوشیم از خویش قدح نوش برآورد ۱
هر جا که تماشای رخت باغ نظر شد
حیرت چقدر گل که ز آغوش برآورد ۲
در دیده صاحبنظران موج غبار است
سروی که سر از گلشن آغوش برآورد ۳
پنهان ز اسیر تو شبی جام گرفتم
خوش زمزمه ها از لب خاموش برآورد ۴
بیهوشیم از خویش قدح نوش برآورد ۱
هر جا که تماشای رخت باغ نظر شد
حیرت چقدر گل که ز آغوش برآورد ۲
در دیده صاحبنظران موج غبار است
سروی که سر از گلشن آغوش برآورد ۳
پنهان ز اسیر تو شبی جام گرفتم
خوش زمزمه ها از لب خاموش برآورد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۳ - وفا با خاکساری می توان کرد
گوهر بعدی:شماره ۵۳۵ - دلی کجاست که سامان عیش ما گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.