خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، جنون، شراب، نور و طبیعت استفاده میکند. شاعر از احساسات عمیق، شوریدگی و ارتباط با معشوق الهی یا انسانی سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند تجلی، محبت و قناعت دارد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و شوریدگی عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به شراب و جنون نیاز به بلوغ فکری برای تفسیر صحیح دارد.
شماره ۵۱۱ - مگو کشتن بلایی بر سر منصور می آرد
مگو کشتن بلایی بر سر منصور می آرد
شراب نیستی جان در تن مخمور می آرد ۱
چه شد خوارم جنونم آنقدرها دوست می دارد
که زنجیر مرا از تار زلف حور می آرد ۲
نمی دانم دل دیوانه در بزم که ره دارد
به سویم هر نفس گلدسته های نور می آرد ۳
تجلی نامه موسی اگر از طور می آید
محبت هم پیام ما ز راه دور می آرد ۴
نمی دانم خراب کیست کز یک قطره باران
کمان موج بر بازوی دریا زور می آرد ۵
به گلزارم کشد شوق تو پندارد دلی دارم
نسیمی غنچه مغز مرا در شور می آرد ۶
قناعت خاک را هم گنج گوهر می تواند کرد
کلید ملک جم از نقش پای مور می آرد ۷
اسیر بی سرانجام تو عالی عمتی دارد
برای ما شراب از کاسه فغفور می آرد ۸
شراب نیستی جان در تن مخمور می آرد ۱
چه شد خوارم جنونم آنقدرها دوست می دارد
که زنجیر مرا از تار زلف حور می آرد ۲
نمی دانم دل دیوانه در بزم که ره دارد
به سویم هر نفس گلدسته های نور می آرد ۳
تجلی نامه موسی اگر از طور می آید
محبت هم پیام ما ز راه دور می آرد ۴
نمی دانم خراب کیست کز یک قطره باران
کمان موج بر بازوی دریا زور می آرد ۵
به گلزارم کشد شوق تو پندارد دلی دارم
نسیمی غنچه مغز مرا در شور می آرد ۶
قناعت خاک را هم گنج گوهر می تواند کرد
کلید ملک جم از نقش پای مور می آرد ۷
اسیر بی سرانجام تو عالی عمتی دارد
برای ما شراب از کاسه فغفور می آرد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۰ - دلم وحشی شود رازش اگر لب بر زبان آرد
گوهر بعدی:شماره ۵۱۲ - کو قاصدی که نامه به باد صبا برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.