خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات عمیق و ناگفتهاش سخن میگوید، از عشق و رنجی که در دل دارد و از زیباییهای بهار که تماشایی اما دستنیافتنی هستند. او از نصایح پنهان باد صبا یاد میکند و اشاره میکند که برخی رازها شنیدنی هستند اما گفتنی نیستند.
متن دارای مفاهیم عاطفی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۰۴ - دلم ز دانه ناکشته دامنی دارد
دلم ز دانه ناکشته دامنی دارد
در این بهار که هر خوشه خرمنی دارد ۱
حجاب دردسر یار می کشد ستم است
گل بهار تماشا نچیدنی دارد ۲
مباد حوصله گلستان غبار شود
دلم ذخیره غافل شکفتنی دارد ۳
نصیحتی ز صبا گوش کرده ام که مپرس
نگفتنی است حدیثی که گفتنی دارد ۴
دل اسیر شود گوش هوش اگر داند
که هر ادای نگفتن شنفتنی دارد ۵
در این بهار که هر خوشه خرمنی دارد ۱
حجاب دردسر یار می کشد ستم است
گل بهار تماشا نچیدنی دارد ۲
مباد حوصله گلستان غبار شود
دلم ذخیره غافل شکفتنی دارد ۳
نصیحتی ز صبا گوش کرده ام که مپرس
نگفتنی است حدیثی که گفتنی دارد ۴
دل اسیر شود گوش هوش اگر داند
که هر ادای نگفتن شنفتنی دارد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۳ - تماشای بهار عافیت گل چیدنی دارد
گوهر بعدی:شماره ۵۰۵ - گر دست هوای تو به دلها نگذارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.